و این میتواند - - حتی تحریک شنوایی [ indiscernible ] میتواند مغز [ indiscernible ] را تحریک کند [ indiscernible ] در حقیقت ماژول شما [ indiscernible ] وجود خواهد داشت [ indiscernible ] . این مساله روشنایی [ pH ] در مطالعات را پیچیده میکند ، که برخی بدیهی است [ indiscernible ] برخی بیماران ، شاید [ indiscernible ] . بنابراین ، it’s ها واقعا ً چیزی هستند که در واقع فاقد آن هستند . و وقتی در مورد این فکر میکنید ، it’s یک زمینه صوتی است . اساساً هیچ چیز اساسی و فیزیکی با میدان مغناطیسی ندارد . باید دست به دست هم بدهند ، درست است؟ بنابراین ، شما باید بتوانید از لحاظ نظری قادر به طراحی دستگاه TMS باشید که هیچ صدایی را به سادگی با اجازه دادن به تولید هر گونه انرژی مکانیکی ، تنها داشتن انرژی مغناطیسی از آن ، ایجاد نمیکند . و این چیزی است که ما سعی داریم انجام دهیم .
بنابراین ، ما این روش را ” اس ام اس ام ” یا “qTMS ” مینامیم . ما با صداهای تغییر یافته بسیاری از این سیستم را انجام میدهیم . بنابراین ، it’s نوع - - اما ما همچنین [ pH ] [ام تی اس] ]] حاد داریم . بنابراین ، از یک رویکرد دو جانبه استفاده کنید . بخش اول رویکرد ، که احتمالا ً بخش کمتر گیجکننده است ، این است که ما - - شما فکر میکنید ، اوه ، شما فقط یک سیمپیچ آرامتر ایجاد میکنید . سیستم TMS نه تنها سیمپیچ را تشکیل میدهد ، زیرا مشکل سیستم TMS معمولی ، انرژی پالس است که به سیمپیچ ارسال میشود ، نیمه [ pH ] ، و در محدوده بین دوتا پنج kilohertz که در محدوده شنوایی برای انسانها قرار دارد ، درست است ؟
[ indiscernible ] با شنیدن فرکانسهای گوش ، برای جوانان ، ۲۰ kilohertz ، برای افراد مسنتر به نوعی کمی میچرخد ، اما that’s به جایی که آثار آن را میبینیم ، ضربه میزند ؛ درست ؟ بنابراین ، ما باید شروع کنیم - - خب ، یک نکته این است که let’s از این محدوده خارج شوند . بنابراین ، چیزی که ما برای انجام آن پیشنهاد کردیم این است که این فرکانس پالس را از سه kilohertz به یک فاکتور ۱۰ به چیزی مانند ۳۰ kilohertz منتقل کنیم . پس شما خارج از این آستانه شنوایی انسان هستید . بنابراین شروع خوبی است ، حداقل به طور مفهومی ، تا انرژی را در آن فرکانس نگه دارید که در آن میتوانید بخش زیادی از آن را بشنوید .
حالا ، چرا این مساله بیاهمیت نیست ؟ It’s ناچیز نیستند چون این یعنی ایجاد پالس - - TMS به پالس ساعت ۱۰ ضربه میزند . ما ده برابر فرکانس بالاتر داریم . بنابراین ، به دلیل دارا بودن منحنیهای طول مدت در neurostimulation ، به این معنی است که اساسا ً شما باید [ indiscernible ] را با فاکتور ده ، تقریبا ً افزایش دهید . و این از لحاظ فنآوری چالش برانگیز است . و در حقیقت ، با دستگاههای معمولی ، ایجاد چنین پالس brief نیز چالش برانگیز است ، اما ما قبلا ً فنآوری داریم که میتواند این کار را انجام دهد ، اما دامنه یک چالش است .
بنابراین ، ما قصد داریم با ساختن دستگاهی که این پالس جتها را تولید میکند و از ولتاژ بالاتر [ ph ] و بالاتر [ indiscernible ] برای رسیدن به آن فاکتور ۱۰ استفاده کنیم . شما میتوانید طراحی مارپیچ مناسب را از هم جدا کنید . به طور شگفتانگیز ، مقدار انرژی مورد نیاز در حدود همان [ indiscernible ] ۱۰۰ joules یک آستانه تقریبی است که doesn’t تغییر میکند . در حقیقت ، it’s به لحاظ نظری کمی کمتر از پالس briefer کمتر است ، اگرچه پالس [ indiscernible ] به دلیل انرژی کمتر [ indiscernible ] است .
و بخش دوم این رویکرد دو جانبه ایجاد یک سیمپیچ بهتر است . و هدف از این سیمپیچ این است که اطمینان حاصل کنیم که انرژی مغناطیسی که به سیمپیچ منتقل میشود به انرژی مکانیکی تبدیل نمیشود ، بلکه این تبدیل خطی است ، نه تنها این مقدار ، از فرکانسهای بالا تا فرکانسهای پایین ، به دلیل ارتعاشات مکانیکی خارج از سیمپیچ . بنابراین ، شما واقعا ً - - بیشتر انرژی که از آن ساطع میکنید هنوز هم در همین است ، میدانید ، ۳۰ kilohertz و سه kilohertz .
پس ، گروه مهندسی مکانیک ، و معلوم شد که بهترین راه برای انجام این کار، داشتن چند لایه در داخل سیمپیچ است . شما خیلی شیبدار و پر پیچوخم دارید و سپس این لایههای مختلف را دارید ، [ indiscernible ] و سپس یک لایه دیگر ، مثل روکش سفت . این مساله در واقع از ادبیات طراحی ماشین برای ماشینهای آرام و سازگاری مناسب ناشی میشود .
منبع سایت